به گزارش اقتصادنیوز، اخیراً مهلت ۶۰ روزه ایران در توافق با آمریکا به پایان رسید. در واکنش به این موضوع، واشنگتن تحریم مهمترین دروازههای تجاری و مالی ایران، از جمله دبی را در دستور کار قرار داد.
«فائزه پوزش» در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: این اقدام آمریکا، دبی را در برابر دو انتخاب قرار میدهد؛ اول، پذیرش تحریمها و از دست دادن بخشی از تجارت با ایران، و دوم، ادامه تجارت و مواجهه با چالشهای احتمالی از سوی آمریکا. با این حال، گفتوگوی «دنیای اقتصاد» با یکی از صرافان فعال در دبی نشان میدهد که با وجود افزایش ریسکها و محدودیتها، فعالیتها همچنان ادامه دارد و مسدود کردن کامل نقل و انتقال ارزی ایران با امارات با موانع جدی روبهرو است.
ترامپ فشار اقتصادی را از تحریم مستقیم ایران به مسدود کردن مسیرهای حیاتی اقتصادی این کشور گسترش داده و دبی، به عنوان یکی از مهمترین مراکز تجاری و مالی ایران، در کانون این فشارها قرار گرفته است. واشنگتن اکنون مسیرهایی را هدف قرار داده که ایران برای تأمین کالا، انتقال پول و ارتباط با تجارت جهانی به آنها متکی است. دبی در دهههای گذشته به یکی از اصلیترین کانالهای ارتباط اقتصاد ایران با جهان تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۴، بیش از ۳۰ درصد واردات ایران، معادل حدود ۲۱ میلیارد دلار، از طریق امارات انجام شد. همین سهم بالا، اهمیت تصمیم اخیر امارات برای محدود کردن مبادلات با ایران را دوچندان میکند.
دولت ترامپ در این مرحله تنها تجارت مستقیم را هدف قرار نداده، بلکه شبکههای مالی، صرافیها و شرکتهای واسطه مرتبط با تهران نیز تحت فشار قرار گرفتهاند. امارات نیز تحت تأثیر فشارهای واشنگتن، مبادلات مالی و اقتصادی خود با ایران را محدود کرده و احتمال تشدید این محدودیتها وجود دارد. به گفته کارشناسان، در چنین شرایطی باید به سمت تنوعبخشی به مسیرهای تجاری و مالی حرکت کرد تا وابستگی به یک مسیر خاص کاهش یابد. بدین ترتیب، دبی از یک مسیر تجاری مهم به یکی از نقاط اصلی تقابل اقتصادی تهران و واشنگتن تبدیل شده است.
تجارت تحت فشار ترامپ
دولت ترامپ در تازهترین دور فشار اقتصادی، دامنه سیاست خود را از تحریم مستقیم ایران فراتر برده و کشورها و نهادهایی را نیز هدف قرار داده که به همکاری اقتصادی با تهران ادامه میدهند. دونالد ترامپ در اظهارات اخیر خود از آغاز یک عملیات اقتصادی گسترده علیه ایران خبر داده و هشدار داده است کشورهایی که به نهادهای مالی، شرکتها، فرودگاهها یا سازمانهای دولتی خود اجازه دهند مسیرهای اقتصادی برای ایران فراهم کنند، با پیامدهای اقتصادی مواجه خواهند شد. ترامپ در این موضعگیری، فروش نفت، انتقال پول، خطوط سوآپ، صرافیها، ثبت کشتیها و شرکتهای واسطه را از جمله مسیرهایی برشمرده که باید محدود شوند. او همچنین از متحدان آمریکا خواسته است در اجرای این سیاست با واشنگتن همکاری کنند.
همزمان، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از اعمال محدودیتهای جدید علیه اقتصاد ایران خبر داده و اعلام کرد واشنگتن در روزهای آینده اقدامات تازهای را اجرا خواهد کرد. این فشارها در شرایطی مطرح شدهاند که جنگ به مرز ۶ ماه نزدیک شده و مذاکرات میان تهران و واشنگتن نیز به نتیجه نهایی نرسیده است.
مهلت ۶۰ روزه تعیینشده در تفاهم ژوئن میان دو طرف در روز دوشنبه به پایان رسید، بدون آنکه توافقی برای حل اختلافات یا بازگشایی کامل تنگه هرمز شکل بگیرد. تنگه هرمز در این معادله اهمیت ویژهای دارد، چرا که حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در رفتوآمد کشتیها میتواند بازار انرژی و تجارت منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، سیاست اقتصادی واشنگتن علاوه بر فشار بر منابع مالی ایران، مسیرهای تجارت و حملونقل را نیز هدف قرار داده است.
دروازه در تله تحریم
در میان مسیرهایی که در این سیاست اهمیت یافتهاند، دبی جایگاه متفاوتی دارد. روابط تجاری و اقتصادی ایران و امارات طی دهههای گذشته گسترده بوده و این کشور به یکی از مهمترین مبادی ورود کالا به ایران تبدیل شده است. بر اساس دادههای سازمان تجارت جهانی، امارات در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۰ درصد واردات ایران را تأمین کرده که ارزش آن حدود ۲۱ میلیارد دلار بوده است. دبی علاوه بر تجارت کالا، در حوزه خدمات مالی، صرافیها، تجارت مجدد و فعالیت شرکتهای واسطه نیز نقش مهمی داشته است. بخشی از شرکتهای فعال در تجارت منطقهای از ساختارهای تجاری مستقر در امارات برای انجام معاملات بینالمللی استفاده میکنند.
گزارشها نشان میدهد واشنگتن در سالهای گذشته نیز تلاش کرده مسیرهای مالی مرتبط با ایران را در امارات محدود کند. در این چارچوب، شرکتهای واسطه و ساختارهای تجاری مختلف مورد توجه تحریمهای آمریکا قرار گرفتهاند. با این حال، گستردگی فعالیتهای تجاری در دبی اجرای یک محدودیت فراگیر را دشوار میکند. دبی بخش مهمی از اعتبار خود را از جایگاه آن به عنوان یک مرکز جهانی تجارت، سرمایه و صادرات مجدد به دست آورده است. به همین دلیل، افزایش فشار بر تجارت با ایران برای اقتصاد امارات نیز بدون هزینه نیست. سیاستگذاران اماراتی از یک سو با فشار واشنگتن روبهرو هستند و از سوی دیگر باید جایگاه تجاری دبی را حفظ کنند. این ملاحظه باعث شده رویکرد ابوظبی به صورت مرحلهای پیش برود. محدودیت در حملونقل کالا و تجارت مستقیم میتواند نخستین مرحله باشد و در صورت ادامه تنشها، دامنه اقدامات به شرکتها و شبکههای مرتبط با ایران گسترش پیدا کند.
پول ایران در جاده واسطهها
یکی از صرافان فعال در امارات در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» تأکید کرد که پس از دو دوره جنگ با ایران، بهویژه جنگ ۴۰ روزه، فضای فعالیت صرافیها در دبی پرریسکتر شده است. افزایش نظارتها و محدودیتهای عملیاتی، در کنار نگرانی از تمدید نشدن ویزای کاری یا اعمال جریمه، هزینه فعالیت صرافیها را بالا برده و ریسک ادامه کار را بیشتر کرده است. این تغییرات در روند انتقال پول میان ایران و امارات نیز خود را نشان داده است. صرافیها حالا برای جابهجایی وجوه با محدودیتهای بیشتری روبهرو هستند و بخشی از نقلوانتقالات میان دو کشور از مسیرهای غیرمستقیم و با واسطه کشورهای ثالث انجام میشود. این تغییر مسیر، هزینه و پیچیدگی مبادلات را افزایش داده است.
با وجود این فشارها، فعالیت صرافیها متوقف نشده و شواهد از ادامه جریان مبادلات میان دو کشور حکایت دارد. به نظر میرسد محدود کردن این مسیر برای دبی نیز بدون هزینه نخواهد بود، زیرا هرچه فشار بر تجارت و مبادلات ایران افزایش یابد، بخشی از فعالیت اقتصادی مرتبط با این بازار نیز از دبی فاصله میگیرد.
بازی دوسر باخت امارات
اهمیت امارات فقط به نقشی که در تجارت و مبادلات مالی ایران دارد محدود نمیشود. فشار واشنگتن، خود این شهر را نیز در موقعیت دشواری قرار داده است. امارات از یک سو برای محدود کردن مسیرهای مالی و تجاری ایران تحت فشار آمریکا قرار دارد و از سوی دیگر نمیخواهد جایگاه دبی به عنوان یکی از مهمترین مراکز تجارت منطقه آسیب ببیند. همین دوگانگی، دبی را وارد یک بازی دوسر باخت کرده است. از سوی دیگر، ساختار مالی و تجاری این شهر به گونهای است که شبکههای متنوعی از بانکها، صرافیها، شرکتهای تجاری و مناطق آزاد در آن فعالیت میکنند.
همین تنوع، اجرای یک سیاست محدودکننده فراگیر را پیچیده میکند. در راستای این بحث، اریک آلتر، رئیس آکادمی دیپلماتیک انور قرقاش در ابوظبی، تأکید کرد که دولت امارات میتواند فعالیت بانکهای رسمی و رفتوآمد در بنادر اصلی را محدود کند، اما نظارت کامل بر همه شرکای تجاری، مناطق آزاد و حرکت شناورهای کوچک در ۷ امارت کار سادهای نیست.
این وضعیت برای واشنگتن نیز چالش ایجاد میکند. هدف آمریکا آن است که مسیرهای تأمین مالی و تجاری ایران را تا حد امکان محدود کند، اما اجرای چنین سیاستی به همکاری گسترده امارات نیاز دارد. از سوی دیگر، امارات نیز نمیخواهد جایگاه دبی به عنوان یک مرکز تجاری بینالمللی آسیب ببیند. با این حال، مسیر سیاست امارات هنوز به سمت قطع همه ارتباطات اقتصادی با ایران نرفته است.
مقامات این کشور تلاش دارند میان فشارهای آمریکا و حفظ کانالهای ارتباطی با تهران تعادل ایجاد کنند. چنین رویکردی به ابوظبی اجازه میدهد در صورت تغییر شرایط سیاسی، همچنان امکان ورزشی گفتوگو و تعامل را حفظ کند.
در سوی دیگر، اقتصاد ایران نیز در سالهای گذشته تجربه گستردهای از تنوعبخشی به مسیرهای تجارت خارجی داشته است. اکنون با فشارهای تازهای که واشنگتن وارد کرده، این روند میتواند سرعت بیشتری بگیرد و اهمیت مسیرهای جایگزین در تجارت و تأمین مالی را افزایش دهد. در این میان، نتیجه مچاندازی تهران و واشنگتن تنها به تصمیمهای سیاسی دو طرف وابسته نیست و واکنش امارات نیز نقش تعیینکنندهای خواهد داشت.
دبی امروز در نقطهای قرار گرفته که منافع سه بازیگر بزرگ در آن به هم رسیدهاند. آمریکا میخواهد مسیرهای مالی و تجاری ایران را محدود کند. ایران به دنبال حفظ دسترسی خود به تجارت و منابع ارزی است. امارات نیز میخواهد هم فشار واشنگتن را مدیریت کند و هم جایگاه دبی را در اقتصاد منطقه حفظ کند. به همین دلیل، آینده این گلوگاه تجاری میتواند یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد ایران در ماههای پیشرو باشد
قنادباشی: آمریکاییها به دنبال صفر کردن همه تبادلات اقتصادی ایران هستند | آمریکا خواهان بازگشایی تنگه هرمز با کانال مورد نظر خود است
عربستان و امارات به دنبال مسیرهای جایگزین برای دور زدن هرمز | فورچن: احتمال نرمش واشنگتن در مورد تنگه هرمز افزایش یافته است
تأیید شایعات توسط رویترز: امارات ۲۰ میلیارد دلار از منابع ایران را آزاد میکند | ۳ میلیارد دلار از این منابع پرداخت شده است
عراقچی در تکاپوی دور کردن خطر جنگ از ایران | اختلاف در حلقه نزدیکان ترامپ، گزینه غیرنظامی را جدی کرد؟
بله
ایران و آمریکا
دوبی
امارات