به گزارش اقتصادنیوز، کنفرانس دفاعی لندن، برای دومین سال پیاپی در واشنگتن برگزار شد. این رویداد که در سال ۲۰۲۲ و در پی حمله روسیه به اوکراین پایهگذاری شد، هدف خود را تقویت توان دفاعی در برابر تهدیدات روزافزون اعلام کرده است.

موضوع اصلی کنفرانس امسال «پیروزی در جنگهای آینده» بود، اما پرسش اساسی همچنان بدون پاسخ مانده است: آیا غرب و آمریکا قادر به پیروزی در درگیریهای کنونی و نبردهای آتی هستند؟
اقتصادنیوز: جنگ پنهان روسیه علیه ناتو در حال حاضر نیز ادامه دارد. سوال اصلی این است که آیا اروپا و آمریکا پیش از آنکه این درگیری پنهان به یک بحران گسترده و غیرقابل کنترل تبدیل شود، راهی برای پاسخ هماهنگ و بازدارنده پیدا خواهند کرد؟
آیا غرب واقعاً پیروز تیونینگ خودرو میدان بود؟
هارلان اولمن در نشریه هیل نوشت: اگر پایان جنگ سرد را به عنوان پیروزی غرب در نظر بگیریم، عملکرد غرب پس از آن چندان درخشان نبوده است.
در این میان، حتی میتوان این استدلال را مطرح کرد که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بیشتر نتیجه فروپاشی داخلی این کشور در پی اصلاحات میخائیل گورباچف بود تا یک پیروزی نظامی مستقیم.
جنگهایی با پایانی متفاوت از انتظار
جنگ در ایران برای آمریکا پیامدهای بسیار سنگینی به دنبال داشته است. در اوکراین نیز این پرسش مطرح است که آیا ۲۹ میلیون اوکراینی، با وجود مقاومت چشمگیر، میتوانند در برابر روسیهای با بیش از ۱۴۰ میلیون نفر جمعیت مقاومت کنند؟ اوکراین تاکنون حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار کشته و زخمی داشته است.
در حقیقت، پیروزیهای نظامی واقعی غرب پس از جنگ جهانی دوم، تنها به موارد محدودی بازمیگردد. برای مثال، یکی از نمونههای بارز، شکست آرژانتین در جنگ فالکلند در سال ۱۹۸۲ بود. مارگارت تاچر، نخستوزیر وقت بریتانیا، عملیات «کورپوریت» را برای بازپسگیری جزایری نسبتاً کوچک در اقیانوس اطلس جنوبی که آرژانتین تصرف کرده بود، آغاز کرد و نیروهای بریتانیایی را به مسافتی حدود ۶ هزار مایل اعزام کرد. اما جهان امروز دیگر شاهد جنگهای گذشته نیست.
میدان نبرد جدید؛ از سرباز تا پهپاد
در عصر حاضر، ماهیت جنگها تغییر کرده و میدان نبرد با ظهور پهپادها، موشکها و هوش مصنوعی تا حد زیادی برابرتر شده است؛ به این معنی که کشورها و گروههایی که از نظر نظامی ضعیفتر هستند، اکنون میتوانند به قابلیتهایی دست یابند که در گذشته تنها در اختیار قدرتهای بزرگ بود.
مشکل اینجاست که مقابله با این تهدیدات اغلب به استفاده از تسلیحات بسیار گرانقیمت نیاز دارد. برای نمونه، یک موشک بالستیک نسبتاً ارزانقیمت را میتوان با موشک رهگیر SM-3 نیروی دریایی آمریکا منهدم کرد؛ اما قیمت هر فروند از این موشک رهگیر بیش از ۲۷ میلیون دلار است.
هر جا گلوله قابل استفاده است، نیروی انسانی اعزام نکنید!
همین مسئله باعث شده تا استفاده از تسلیحات ارزانتر و سامانههای بدون سرنشین به یکی از اولویتهای اصلی جنگهای آینده تبدیل شود. بر اساس همان منطق قدیمی که میگوید: هر جا گلوله قابل استفاده است، نیروی انسانی اعزام نکنید!
بنابراین، استفاده از سامانههای بدون سرنشین سطحی، زیرسطحی و هوایی میتواند جان نیروهای انسانی را حفظ کند.
اما همچنان یک پرسش مهم باقی میماند: اگر هزینه سامانههای تسلیحاتی بدون سرنشین به هزینه تجهیزات سرنشیندار نزدیک شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
از سوی دیگر، اگرچه پهپادها میتوانند جان سربازان را نجات دهند، اما همین سامانهها اکنون به یکی از مرگبارترین ابزارهای میدان نبرد در اوکراین تبدیل شدهاند.

مشکل شناخت نادرست از جنگ است
نویسنده در ادامه نوشت: کنفرانس دفاعی لندن بحثی را آغاز کرد که آمریکا باید آن را جدی بگیرد. پیشتر درباره این موضوع نوشتهام که چرا آمریکا از پایان جنگ جهانی دوم در تمام جنگهایی که خود آغاز کرده، شکست خورده است. فارغ از اینکه کدام حزب سیاسی در قدرت بوده، ریشههای این شکستها در بسیاری موارد مشابه بوده است.
هر دو حزب در شکلگیری این اشتباهات نقش داشتهاند، اما یکی از مهمترین عوامل شکست، فقدان شناخت و درک درست از چگونگی تبدیل قدرت نظامی به یک نتیجه راهبردی بوده است.
اعتماد بیش از حد به برتری نظامی آمریکا، تصور اینکه دشمن دقیقاً همانگونه رفتار خواهد کرد که واشنگتن انتظار دارد، ترجیح ملاحظات سیاسی کوتاهمدت و بوروکراسی فلجکننده، همگی در این شکستها نقش داشتهاند.
اشتباهات تاریخی واشنگتن در جنگها
از ویتنام، جایی که لیندون جانسون تصور میکرد آمریکا با یک تهدید فوری ناشی از کمونیسم مواجه است، تا عراق، جایی که مشخص شد صدام حسین سلاحهای کشتار جمعی در اختیار نداشت، دلایلی که برای ورود به جنگ ارائه شد، در عمل نادرست از آب درآمد.
در افغانستان نیز مأموریت اولیه، یعنی شکار اسامه بنلادن، به پروژهای برای ملتسازی تبدیل شد؛ مأموریتی که تحقق آن از ابتدا بسیار دشوار بود.
در حمله به ایران نیز دولت آمریکا احتمال بسیار جدی بسته شدن تنگه هرمز از سوی تهران را بهدرستی در محاسبات خود لحاظ نکرد؛ او همچنین انتظار نداشت ایران به متحدان آمریکا در منطقه خلیج فارس حمله کند.
سیاست ابهام راهبردی در برابر چین
دولتهای جمهوریخواه و دموکرات هر دو مرتکب چنین اشتباهاتی شدهاند. بنابراین پرسش اساسی این است که چگونه میتوان احتمال تکرار این خطاها را در دولتهای آینده کاهش داد؟
امروز چین اصلیترین رقیب آمریکا محسوب میشود. هدف واشنگتن، با وجود سیاست «ابهام راهبردی»، دفاع از تایوان در برابر هرگونه حمله احتمالی چین است.
در اروپا نیز نگرانیها درباره آینده افزایش یافته است. برخی مقامهای اروپایی نگرانند که پس از پایان جنگ اوکراین، ولادیمیر پوتین به سمت غرب حرکت کند و یکی از کشورهای بالتیک یا حتی جزیرهای در نزدیکی اروپا، از جمله سوالبارد در نزدیکی سواحل نروژ، را هدف قرار دهد. اما آیا این نگرانیها بیش از اندازه بزرگنمایی شدهاند؟
راستیآزمایی تهدیدات پیش از آغاز درگیریهای مستقیم
این احتمال وجود دارد که برخی از تهدیدهایی که امروز درباره آنها هشدار داده میشود، در آینده همانند تهدید «کمونیسم یکپارچه» در دهه ۱۹۶۰، سلاحهای کشتار جمعی عراق یا حتی نگرانیها درباره برنامه هستهای ایران، بیش از اندازه بزرگ جلوه کنند. البته ممکن است هیچگاه نتوان با قطعیت کامل به این پرسشها پاسخ داد. اما بررسی دقیق سناریوهای احتمالی پیش از اتخاذ تصمیم نظامی، ضرورتی انکارناپذیر است.
رونالد ریگان، رئیسجمهور پیشین آمریکا، زمانی عبارتی معروف را به کار برد: «اعتماد کن، اما راستیآزمایی کن.»
امروز نیز واشنگتن و متحدانش باید همین رویکرد را در قبال
